عاشقان فرهاد مجیدی

من ان گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی ابی ولی با ذلت و خاری پی شبنم نمیگردم

منوي اصلي

آرشيو مطالب

ساعت

امکانات


ناصرخان دیدی با شاگردت چیکار کردن

  خبری پخش شد که خیلیا با شنیدن اون خبر بغض تو گلوشون

 گیر کرد حتی برای بعضیا شاید ناراحت کننده ترینخبر عمرشون بوداما بعضی از آدمای

 دورو بعضی از آدمای باندباز بعضی از علی ها امروز خیلی خوشحال شدنداما تو این میون

 روح یه آدم شاید برای اولین بار آزرده شد شاید اون آدم برای اولین بار اخم کرد شاید

 برای اولین بار ناراحت شد شاید برای اولین بار بغض گلوشو گرفت وقتی دیدشاگرد

 مکتبش با ناامیدی نوشت :

 

خداحافظ


نويسنده: farhadeesteghlali تاريخ: شنبه 08 مهر 1391 موضوع: [Post_Cat_Title] لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

درباره وبلاگ

salam houmanam 17 salame injaro vase tamame ssihaye iran sakhtam makhsoosan asheghaye capitan farhad

نويسندگان

جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to 6929.LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران