عاشقان فرهاد مجیدی

من ان گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی ابی ولی با ذلت و خاری پی شبنم نمیگردم

منوي اصلي

آرشيو مطالب

ساعت

امکانات


فرهاد تشنه ی کاپیتانی نبود...


فرهاد نه عقده ی کاپیتانی داشت و نه دل کندن از بازوبند براش کار سختی بود او در روزی که کاپیتانی را با دست خودش به صورت سمبلیک تقدیم کرد به یک جوان 22 ساله, آشکارا نشون داد در قید و بند این تعلقات نیست ولی به قول خودش پذیرفتن این شرط احمقانه و مدل لنگی توهین بود به همه تاریخ پر افتخار تاج و به همه کاپیتانهای آبی که با خون دل و تعصب و زحمتشون به این افتخار و لقب رسیده اند...البته آنهایی که امثال فرهاد و دیگر استقلالی های اصیل را می شناسند با این دغلبازی ها سیاه نمی شوند و این بازی ها فقط نوچه ها و خود بدبختش رو فریب می ده...
فرهاد مجیدی نباید برمی گشت به استقلال به همان دلیلی که این آقا محمد نوازی را از استقلال دور کرد به همان دلیلی که علی سامره را فراری داد...و خیلی های دیگر را...برخی ها هم البته به دلایل دیگر.. مثل رضا عنایتی هم ظاهرا جرمش این بود که بدون هماهنگی با ایشون و قبل اینکه تکلیف این مربی از 4 ماه پیش مشخص شود قول داده بود برگردد استقلال و فوتبالش را در استقلال تمام کند...این آقا این اولین بازیکنی نیست که حسرت خداحافظی با پیراهن استقلال را بر دلش باقی می گذارد ..روزی جواب همه این کارها و رفتارهای حقیرانه اش را خواهد داد

نويسنده: farhadeesteghlali تاريخ: دوشنبه 02 مرداد 1391 موضوع: [Post_Cat_Title] لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

درباره وبلاگ

salam houmanam 17 salame injaro vase tamame ssihaye iran sakhtam makhsoosan asheghaye capitan farhad

نويسندگان

جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to 6929.LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید